<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>[ایران + هخامنشیان]</title>
<link>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/</link>
<description>Copyright 2006 All right reserved</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 06 Jul 2007 08:59:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تولد حصرت فاطمه &quot;س&quot; و روز مادر مبارک</title>
<link>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 361px; HEIGHT: 390px&quot; height=2698 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://gr4phic.persiangig.com/pic/nejabaty/ya-fateme.jpg&quot; width=1467 align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Jul 2007 08:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshian1&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>hakhamaneshian1</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوشته های هرودوت درباره جوانی کوروش</title>
<link>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;حالا چه خواهی کرد ؟ وزیر گفت من چنین جنایتی نکنم : اولا این طفل با من قرابت دارد. ثانیا شاه اولاد زیاد ندارد و ممکن است دختر او جانشینش گردد. در این صورت موقع مرگ نزد ملکه ای که پسرش را کشته اند چه خواهد بود ؟ پس بهتر است اجرای این امر&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;را به کسان خود شاه واگذارند. پس از آن یکی از چوپانهای شاهی را که میترادات (مهرداد) نام داشت طلبید و طفل را به او داده گفت : امر اکید شاه است که این طفل را به کوهی در میان جنگل بیفکنی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;تا طعمه وحوش گردد. چوپان زنی داشت &quot;سپاکو&quot; نام که تازه زائیده بود. همین که چوپان طفل را به خانه آورد و زنش او رادید به پای شوهر افتاد تضرع کرد که طفل را نکشد. چوپان گفت : اگر از کشتن آن دست بازدارم به بدترین عقوبتی گرفتار میشوم. زن بعد از قدری تامل گفت : من تازه زائیده ام و طفل من مرده به دنیا آمده ما میتوانیم او را به کوه بیفکنیم بعد جسد او را به مفتشین هارپاگ نشان میدهیم و این طفل قشنگ را به پسری خودمان برداشته تربیت کنیم. به این نحو کار خیر کرده ایم و هم تو از خطر جسته ای. چوپان را رای زنش پسند آمد و چنان کرد که او گفته بود. بعد نزد هارپاک رفته گفت : امر شاه را اجرا کردم، کس بفرست جسد طفل را معاینه کند. هارپاک اسلحه دارهای خود چند تن برای تفتیش فرستاد و بعد امر کرد جسد پسر چوپان را در مقبره شاهی به اسمی دیگر دفن کردند. چون طفل به سن 10 سالگی رسید، همبازی امیرزادگان شد. پس از آن روزی چنین اتفاق افتاد که همسالگان او در موقع بازی متفق شدند شاهی انتخاب کنند و کوروش را که &quot;پسر چوپان&quot; میگفتند، شاه گردند. او رفقای خود را به دسته هایی تقسیم کرد، عده ای را اسلحه دار خواند، چندتن برای ساختن قصری معین کرد، یکی را چشم شاه نامید و دیگری را مفتش خواند. بعد در حین بازی یکی از رفقی کوروش که پسر آرتم بارس مادی بود، نخواست حکم او را اجرا کنند و کوروش امر کرد پسر را گرفته و سخت تنبیه کردند. بعد او همین که خلاصی یافت، به شهر رفته شکایت پسر چوپان&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;را به پدر خود برد و او پسر را برداشته نزد آستیاگ رفت و پشت او ره به شاه نشان داده و گفت : &quot;شاها – نگاه کن که بنده تو (پسر چوپان) چگونه با پسر من رفتار کرده &quot; شاه، چوپان و پسرش را احضار کرد و چون حاضر شدند رو به پسر چوپان کرده و گفت : &quot;تو چگونه جرعت کردی با پسر کسی که بعد از من شخص اول است، چنین معامله کنی ؟&quot; کوروش جواب داد : &quot;در این امر حق با من است، زیرا مرا به شاهی انتخاب کردندوهمه اوامر را اجرا کردند جز او که گناهی به حرف من نداشت،این بود که تنبیهش کردم، حالا اگر مستحق مجازات میباشم اختیار با تو است&quot; وقتی که پسر چوپان این سخنان را میگفت، آستیاگ از شباهت او با خودش و جلادت و جودت او متحیر بود. بعد مدتی را که از واقعه افکندن طفل به کوه تا آن روز گذشته بود، به خاطر آورده، سن پسر چوپان را در نظر گرفته و در اندیشه شد. پس از آن برای اینکه آرتم بارس را دور کرده تحقیقاتی از چوپان کند به او گفت : &quot;آرتم بارس – من چنان کنم که نه تو از من شکوه داشته باشی ، نه پسرت&quot; بعد او را مرخص کرده و فرمود چوپان را به اندرون برده اند و در آنجا از او پرسید : &quot;این طفل از کجا است ؟ و که او را به تو داده؟&quot; چوپان جواب داد : &quot;این طفل پسر من است و مادرش هم زنده است.&quot; آستیاگ گفت پس مایلی که زیر شکنجه حقیقت را بگویی و امر کرد، او را برده زجر کنند. در این حال چوپان حقیقت را گفته و عفو شاه را با تضرع و زاری درخواست کرد. پس از آن شاه هارپاک را احضار کرده پرسید: &quot;طفل دختر را که به تو سپرده بودم چگونه کشتی ؟&quot; هارپاک چون چوپان را دید، چنین جواب داد: &quot;پس از آن که طفل را به خانه بردم خواستم طوری رفتار کنم که امر تو اجرا شده باشد و هم قاتل پسر دخترت نباشم. این بود که او را به چوپان تو سپرده و گفتم امر شاه است، این طفل را به کوهی بیفکنی و الا سخت مجازات خواهی شد و بعد مفتش فرستاده اجرای امر تو را تفتیش کردم&quot; آستیگ باطنا نسبت به هارپاگ غصبناک شد ولی صلاح ندید خشم خود را برآورد و انچه از چوپان شنیده بود بیان کرده و گفت : ... [منتظر باشید]&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 Jun 2007 13:50:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshian1&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>hakhamaneshian1</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقدمه#نام او#جوانی </title>
<link>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;سلام . بازدیدکنندگان وبلاگم خیلی کمتر شده بخاطر اینکه یه مدتی گرفتار امتحانات نوبت دوم بوده ام امروز میخواستم در مورد کودکی کوروش بنویسم. در مطلب های آینده درباره چیزهایی مانند . رفتار کوروش/پادشاهز کوروش/ جنگهای کوروش/ و ... خواهم آورد. | تا چقدر شما کوروش را میشناسید آیا او را میشناسید ؟/ او کیست و چه دستاوری برای بشریت داشته است ؟/ قرآن از ذوالقرنین به خوبی یاد میکند آیا ذوالقرنین همان کوروش است یا اسکندر مقدونیه ؟ با ما همراه باشید و بدانید و بشناسید !&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13.5pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;۱.نام او&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اسم این شاه را چنین نوشته اند : در کتیبه های او و سایر شاهان هخامنشی به پارسی قدیم - (کورو) یا کوروش (کورائوش در صیغه مضاف الیه) در نسخه عیلامی کتیبه ها - کوراش به بابلی (درلوحه های نبونید) کورش. در تورات کوروش و کورش. به یونانی کورس. بعد این اسم به روم رفته سیروس شده و اکنون در اروپا با جزئی اختلافی سیروس یا سایروس و یا چیزی نزدیگ به آن گویند. مورخین قرون اسلامی این اسم را چنین نوشته اند: ابوالفرج بن عبری در مختصر الدول&lt;/SPAN&gt;&lt;SUP&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱&lt;/SPAN&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;-کوروش ابوریحان بیرونی در آثار البقایه&lt;/SPAN&gt;&lt;SUP&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۲&lt;/SPAN&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بنابر مدارک غربی - نیز چنین مسعودی در مروج الزهب کورس طبری (ابوجعفر محمد بن جریر) در تاریخ الرسل و الملوک کیرش ابن اسیر در تاریخ کامل - نیز چنین حمزه اصفهانی در تاریخ سنی ملوک العرض والانبیا کوروش. ولی نباید تصور کرد که مقصود همه مورخین مزبور(از قرون اسلامی) همین شاه بوده: به جز ابوالفرج بن عبری و ابوریحان که از مدارک غربی استفاده کرده اند سایرین بنا بر متابعت از مدارک شرقی یا داستانها اسامی اشخاص دیگر را که موسوم به همین نام بوده اند ذکر کرده اند . استرابون نوشته که اسم این شاه در ابتدا &quot;آگراداتس&quot; بود بعد او اسم خود را تغییر داده و نام رود &quot;کور&quot; را که در نزدیکی تخت جمشید &quot;پرسپولیس&quot; جاری است اتخاذ کرد. این گفته استرابون صحیح به نظر نمی آید زیرا دو نفر از اجداد کوروش چنانکه بالاتر ذکر شد همین اسم را داشتند و دیگر ظن قوی این است که نام رود مذبور از اسم کوروش &quot;کور&quot; باشد نه بعکس.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13.5pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;۲.کودکی و جوانی کوروش&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;راجع به این موضوع از منابع جدید چیزی مستفاد نمی شود. بنابراین باید به منابع قدیمه اکتفا کرده ببینیم مورخین عهد قدیم چه می گویند. در میان این مورخین هرودوت و کتزیاس و کزنفون در درجه اول واقع اند زیرا سایر مورخین غالبا از هرودوت پیروی کرده از دو مورخ دیگر هم چیزهایی گرفته و به نوشته های خود افزوده اند. هرودوت گوید که درباره کوروش &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۴&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; روایت وجود داشته و آنچه را که او نوشته از قول پارسی هایی است که نمی خواستند بیش از اندازه کارهای کوروش را جلوه دهند. شاید جهت اختلاف بزرگ که بین نوشته های سه مورخ مذکور مشاهده می شود، همین بوده که هرکدام روایتی را پیروی کرده اند. به هر حال مقتضی است که مضامین نوشته های هر سه مورخ مذکور را ذکر کنیم و بعد اگر تفاوتهایی نسبت به این روایات در نوشته های مورخین&amp;nbsp;دیگر مشاهده می شود، نوشته های آنها را هم در نظر گیریم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 243px; HEIGHT: 152px&quot; height=140 alt=Hakhamaneshian1.Blogfa.CoM hspace=0 src=&quot;http://register.iraniha.com/register/full/Ancients/ancient48.jpg&quot; width=323 align=baseline border=3&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مورخ مذکور گوید: آستیاگس شبی در خواب دید که از دختر او موسوم به ماندان، چندان آب رفت که همدان و تمام آسیا غرق شد. شاه از مغ ها تعبیر این خواب را خواست و آنها&amp;nbsp;به قدری شاه را از آتیه ترسانیدند که او جرئت نکرد دختر خود را به یکی از بزرگان ماد بدهد زیرا می ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تاج و تخت او گردد. بالاخره دختر خود را به کامبیز&amp;nbsp;(کبوجیه)، که از خانواده نجیب&amp;nbsp;پارس و مطیع بود داد، چه او را شاه ماد از یک نفر مادی حد وسط پست تر و بی ضررتر می دانست، به خصوص که کبوجیه شخصی بود ملایم و آرام. پس از آن در سال اول این ازدواج، شاه ماد در خواب دید از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای&amp;nbsp;آن تمام آسیا را پوشید. تعبیری که مغ ها از این خواب کردند به مراتب بیش از خواب اولی بر وحشت او افزود. بر اثر آن شاه دختر خود را که حامله بود مجبور کرد به دیدن او آید و همیت که ماندان به همدان وارد شد آستیاگ او را به سان محبوسی نگاه داشت. بعد از چندی ماندان پسری آورد و شاه ماد او را به یکی از&amp;nbsp;خویشاوندان خود هارپاگ نام داده، امر&amp;nbsp;به کشتنش کرد&amp;nbsp;و از وحشتی که اسایش او را سلب کرده بود قدری بیاسود. هارپاگ با طفل به خانه آمد و با زن خود راز را در میان نهاد : زن پرسید : حالا چه خواهی کرد ؟ ...&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#993333&gt;این داستان ادامه دارد ... لطفا تا ۲-۳ روز دیگر منتظر ما باشید / باتشکر/&amp;nbsp;حمیدرضا زبیری/&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 05 Jun 2007 20:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshian1&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>hakhamaneshian1</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> 25. «چهل سرباز» بعد از 3 سال آماده شد ...</title>
<link>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 width=1 align=left border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: #000000 1px solid; BORDER-TOP: #000000 1px solid; BORDER-LEFT: #000000 1px solid; WIDTH: 200px; BORDER-BOTTOM: #000000 1px solid; HEIGHT: 155px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.iqna.ir/news_imgs/123027_1thh%20200.jpg&quot; border=2&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 11px; COLOR: #808080&quot; align=middle&gt;نمايی از سريال «چهل سرباز»&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P align=justify&gt;به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از روابط عمومی شبكه دو سيما، اين سريال 28 قسمتی قرار است از سوم خرداد ماه جايگزين سريال «قدرت» شود.&amp;nbsp; محمد نوری‌زاد كه اولين تجربه سريال‌سازی تاريخی را پشت سر گذاشته‌است، معتقد است كه در اين سريال از همه افتخارات ايران زمين می‌گويد؛ از رستم و سهراب، فردوسی و از فردی كه بعد از پذيرش اسلام از طرف ايرانيان به شخصيتی محبوب تبديل شد. «چهل سرباز» كه از سال 82 كليد خورده بود، با بيش از 300 بازيگر و 100 لوكيشن مختلف سعی دارد تا پيوندی تاريخی و اساطيری بين گذشته و حال تاريخ ايران به وجود آورد. مجيد اسماعيلی تهيه كننده درباره داستان اين سريال می‌گويد: سريال «چهل سرباز» چهار دوره تاريخ ايران را به تصوير می‌كشد، دوره اساطيری كه روايتگر جنگ رستم و اسفنديار است، بعد از 8 قسمت داستان وارد دوره اسلامی شده و زندگی پيامبر از زمان هجرت به تصوير كشيده‌می‌شود؛ يعنی زمانی كه اميرالمؤمنين(ع) حضرت فاطمه(س) را از مكه به مدينه می‌برد و بعد از جنگ خندق، خبير و داستان مباهله نشان داده می‌شود، مرحله سوم اين سريال وارد زندگی پيامبر می‌شود و به بررسی علت نوشتن شاهنامه و عشق فردوسی به علی و تشيع می‌پردازد و چهارمين دوره داستان امروز را نشان می‌دهد. داستان مردانی از جنس امروز با همان پشتوانه تاريخی و اساطيری كه روايتگر اتفاقاتی خواهندبود. در همين حال بسياری از كارشناسان معتقدند كه با توجه به سابقه محمد نوری زاد بايد منتظر سريال پرچالشی بود. -&amp;gt; &lt;A href=&quot;http://www.iqna.ir/news_detail.php?ProdID=123027&quot;&gt;منبع&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 May 2007 12:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshian1&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>hakhamaneshian1</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>24. خلیج تا ابد فارس</title>
<link>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=255 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mydocument.ir/main/uploads/Persian-gulf-2006.gif&quot; width=351 align=right border=3&gt; 
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;نام خليج فارس&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;در عصر حاضر كه اغراض سياسى جعل تاريخ را نيز براى تحقق خواسته هاى نامورد با اباحه گرى ترويج مى كند، هر پژوهشگر راستين و بى غرضى مى تواند بدون صعوبت و دشوارى از متون باستانى تا تاريخ معاصر و زمان حاضر آنگاه كه نوبت سخن به نام گستره آبى جنوبى ايران مى رسد تلألو نام خليج فارس را شاهد باشد كه به مثابه افشاگر ماهيت و منشأ اسامى مجعول پرتوافشانى مى كند و ماهيت اهداف مغرضانه اى را برملا مى سازد كه در خدمت، سياست پيشگانى قرار مى گيرد كه وحدت ميان مسلمانان را برنمى تابند و با تمسك به هر وسيله اى حتى اگر از درونمايه لازم نيز تهى باشد به منظور صيانت از تخت و كيان خود امت اسلامى را به واگرايى تحريك و تحريض مى كنند تا آنجا كه عدم تجانس و هنجارستيزى حاميان فرامنطقه اى بر اشتراكات فرهنگى، دينى و مذهبى همسايگان هم كيش تفوق يابد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;برای خواندن کامل این مطلب روی ادامه مطلب کلیک نمایید | دوستان عزیز ببخشید که یه مدت نبودم چون گرفتار امتحانات بوده ام و باید خدمت مهرداد بگم که حتما داستان واقعی جنگ ترموپیل رو به ایمیلتون میفرستم .&amp;nbsp;&amp;nbsp;تا بعد از امتحانات (یه چند روزه دیگه) منتظر باشید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;منبع:http://www.iran-newspaper.com/1385/850211/html/diplomatic.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 May 2007 20:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshian1&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>hakhamaneshian1</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>23. چهار پادشاه اول هخامنشی</title>
<link>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام.یه مدت نبودم چون گرفتار مطالب آقای بهمن ... هستم که در مورد بردستان هستش گفتم این مطلب تموم نمیشه به این زودی یه مطلبی آوردم که آقای مصطفی ... که اگه روی&lt;A href=&quot;http://shushtarcity.blogfa.com/&quot;&gt; اینجا &lt;/A&gt;کلیک کنید به وبلاگش میره گفته بود. اما&amp;nbsp;دو تا&amp;nbsp;چیز رو باید بهتون بگم. ۱. این مطلب فقط چهار پادشاه اول و اصلی هخامنشی است تا بعد آنها را هم حتما میاورم / ۲. تا چند روز دیگه یه قالب بسیار زیبا برای شما میگذارم که مطمئنم شما از قالب وبلاگ خوشتون میاد . !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اولین پادشاه &lt;FONT color=#ff0000&gt;کوروش بزرگ&lt;/FONT&gt; که روانش شاد و راهش پررهرو باد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;کوروش دوم،&lt;/STRONG&gt; معروف به &lt;STRONG&gt;کوروش بزرگ&lt;/STRONG&gt; یا &lt;STRONG&gt;کوروش کبیر&lt;/STRONG&gt; (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد). در پارسی باستان &lt;STRONG&gt;Kuraush.&lt;/STRONG&gt; اين نام در كتيبه‌هاى عیلامی، Ku-rash و دركتيبه‌هاى بابلی، Ku-ra-ash و در یونانی، Kuros آمده. صورت لاتینی شدهٔ آن سیروس يا سایروس (&lt;STRONG&gt;Cyrus&lt;/STRONG&gt;) و صورت عبری آن كورش (&lt;STRONG&gt;Koresh&lt;/STRONG&gt;). شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دورهٔ شاهنشاهی ایرانیان می‌‌باشد. ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که وی ممالک ایشان را تسخیر کرده بود، ‌او را سرور و قانونگذار می‌‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ‌ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌‌دانستند . درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چند گانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده . کوروش سردودمان هخامنشی، داریوش بزرگ، خشایارشا، اسکندر مقدونی گزینه‌هایی هستند که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی درباره آنها تحقیقاتی صورت گرفته، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیات قرآن، تورات، و انجیل تنها کوروش بزرگ است که موجه‌ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می‌‌باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;دومین پادشاه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;کَمبوجیه&lt;/B&gt; (به پارسی باستان: ‎&lt;A class=image title=KA href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-KA.png&quot;&gt;&lt;IMG height=20 alt=KA src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/3/3b/OldPersian-KA.png/18px-OldPersian-KA.png&quot; width=18 longDesc=/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-KA.png&gt;&lt;/A&gt;‎‎&lt;A class=image title=BA href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-BA.png&quot;&gt;&lt;IMG height=20 alt=BA src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/5/5c/OldPersian-BA.png/18px-OldPersian-BA.png&quot; width=18 longDesc=/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-BA.png&gt;&lt;/A&gt;‎‎&lt;A class=image title=U href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-U.png&quot;&gt;&lt;IMG height=20 alt=U src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/f/f7/OldPersian-U.png/21px-OldPersian-U.png&quot; width=21 longDesc=/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-U.png&gt;&lt;/A&gt;‎‎&lt;A class=image title=JI href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-JI.png&quot;&gt;&lt;IMG height=20 alt=JI src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/d/d7/OldPersian-JI.png/23px-OldPersian-JI.png&quot; width=23 longDesc=/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-JI.png&gt;&lt;/A&gt;‎‎&lt;A class=image title=YA href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-YA.png&quot;&gt;&lt;IMG height=20 alt=YA src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/7/77/OldPersian-YA.png/23px-OldPersian-YA.png&quot; width=23 longDesc=/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-YA.png&gt;&lt;/A&gt;‎)(درگذشت ۵۲۱ پ.م.) پسر بزرگ کوروش بزرگ هخامنشی بود که به نام‌های کمبوجیه دوم، کمبوزیه و کامبیز نیز معروف است. طبق گفته هرودوت مادر وی کساندانه بوده است، اما کتزیاس نقل کرده که مادر وی امتیس نام داشته است. کمبوجیه پس از کوروش، پدرش، به سلطنت رسید. وی برادری به نام بردیا داشت.کمبوجیه قصد لشگرکشی به مصر را داشت،اما از بیم اینکه برادرش در غیاب او پادشاهی او را بدست آورد، بردیا را مخفیانه به قتل رساند.او به مصر لشگر کشید و این کشور را فتح کرد.به همین دلیل به وی در تاریخ لقب فاتح مصر را داده اند.در زمانیکه کمبوجیه در مصر حضور داشت خبر به سلطنت رسیدن برادرش بردیا را به وی دادند در حالیکه او بردیا را پیش از این کشته بود. اما شخصی که در ایران تاج پادشاهی را به سر گذاشته بود گئومات از تبار مادیان بود و خود را بردیا معرفی کرده بود. کمبوجیه در بازگشت از مصر به ایران فوت کرد. ولی برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می‌‌دانند اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده است ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;سومین پادشاه &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;داریوش بزرگ&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;داریوش&lt;/STRONG&gt; (به پارسی باستان: ‎&lt;A class=image title=DA href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-DA.png&quot;&gt;&lt;IMG height=20 alt=DA src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/e/ef/OldPersian-DA.png/20px-OldPersian-DA.png&quot; width=20 longDesc=/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-DA.png&gt;&lt;/A&gt;‎‎&lt;A class=image title=A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-A.png&quot;&gt;&lt;IMG height=20 alt=A src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/3/35/OldPersian-A.png/25px-OldPersian-A.png&quot; width=25 longDesc=/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-A.png&gt;&lt;/A&gt;‎‎&lt;A class=image title=RA href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-RA.png&quot;&gt;&lt;IMG height=20 alt=RA src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/9/97/OldPersian-RA.png/19px-OldPersian-RA.png&quot; width=19 longDesc=/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-RA.png&gt;&lt;/A&gt;‎‎&lt;A class=image title=YA href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-YA.png&quot;&gt;&lt;IMG height=20 alt=YA src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/7/77/OldPersian-YA.png/23px-OldPersian-YA.png&quot; width=23 longDesc=/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-YA.png&gt;&lt;/A&gt;‎‎&lt;A class=image title=VA href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-VA.png&quot;&gt;&lt;IMG height=20 alt=VA src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/0/0c/OldPersian-VA.png/25px-OldPersian-VA.png&quot; width=25 longDesc=/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-VA.png&gt;&lt;/A&gt;‎‎&lt;A class=image title=U href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-U.png&quot;&gt;&lt;IMG height=20 alt=U src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/f/f7/OldPersian-U.png/21px-OldPersian-U.png&quot; width=21 longDesc=/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-U.png&gt;&lt;/A&gt;‎‎&lt;A class=image title=SHA href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-SHA.png&quot;&gt;&lt;IMG height=20 alt=SHA src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/9/9b/OldPersian-SHA.png/20px-OldPersian-SHA.png&quot; width=20 longDesc=/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:OldPersian-SHA.png&gt;&lt;/A&gt;‎)، پسر ویشتاسپ، ملقب به &lt;B&gt;داریوش بزرگ&lt;/B&gt; یا &lt;B&gt;داریوش اول&lt;/B&gt;، سومین پادشاه هخامنشی بود. وی با کمک دیگر نجبای پارسی با کشتن گئومات مغ که به عنوان بردیا فرزند کوروش بزرگ بر تخت نشسته بود سلطنت را به خاندان هخامنشی بازگرداند. پس از آن شورشهای داخلی را سرکوب کرد. نظام شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمینهایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود. از دیگر کارهای او حفر ترعه‌ای بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند می‌داد. مقبرهٔ او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس (نزدیک شیراز) است. شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام ماراتن، در زمان اوست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;چهارمین پادشاه . &lt;FONT color=#ff0000&gt;خشایارشا&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;بعد آمریکا میاد فیلم ۳۰۰ میسازه. اینو بخونید میفهمید چه تفاوتی داشته تا تو اون فیلم !!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خشایار شا&lt;/STRONG&gt; صفاتی عالی داشته بطوریکه یونانیان بزرگ منشی او را ستوده اند. مشهور است که اسکندر وقتی که تخت جمشید را به آتش کشید، مجسمه خشایارشا به روی زمین افتاد و اسکندر گفت: آیا باید بخاطر روح عالی و صفات نیکویت تو را از روی زمین بردارم یا ینکه بگذارم که روی زمین بمانی تا بخاطر تاخت و تازت به یو ززززنان مجازات شوی؟ خشایارشاه در تخت جمشید که بدستور پدرش داریوش ساخته شده بود قصرهای دیگری بنا کرد که بر عظمت و شکوه این اثر باستانی افزود. همین طور کتیبه‌هایی در کوه الوند و نیز در ارمنستان از خود به جای گذاشت. این پادشاه پس از بیست سال سلطنت (485 تا 465 پیش از میلاد)توسط یک خواجه به نام &lt;B&gt;میترادات (مهرداد)&lt;/B&gt; به قتل رسید.ذ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;wikipedia.org&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Apr 2007 14:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshian1&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>hakhamaneshian1</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>22. داستان ذوالقرنین [کوروش بزرگ] </title>
<link>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sharemation.com/hamidrezazo/Untitled%20-%201.jpg?uniq=-ywl20x&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.sharemation.com/hamidrezazo/Untitled%20-%201.jpg?uniq=-ywl20x&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;ذوالقرنین &lt;FONT color=#333333&gt;چه کسی است؟&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;؟؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;کلمه ذوالقرنین نام شخصی است که در قرآن و در سوره&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;کهف از آیه 83 تا 110 نام برده شده است . &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;ذوالقرنین به معنای دو قرن است که برخی معتقدند که این نامگذاری به دلیل آن است که به شرق و غرب عالم رسیده است.عرب از آن به دو شاخ آفتاب تعبیر نموده است و بعضی میگویند که در دو طرف سر وی برآمدگی مخصوصی بوده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و سر انجام عده ای بر این عقیده اند که تاج مخصوص او دارای دو شاخک بوده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اما قرآن ذوالقرنین را شخصی نامیده است که بنا بر درخواست قومی سدی ازآهن و مس جهت جلوگیری از هجوم بیگانگان برای آنان میسازد. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به طور کلی سه نظریه در مورد این شخص وجود دارد.در نظر اول عده ای اعتقاد دارند که وی اسکندر مقدونی است و وی را اسکندر ذوالقرنین مینامند. این نظریه را ابو علی سینا در کتاب &quot;دار الشفاء&quot;خود بیان نموده است.دومین نظریه مربوط میشود به ابن هشام در کتاب&quot;تاریخ سیره&quot; و ابوریحان بیرونی در&quot; الاثار الباقیه&quot; که این دو نفر ذوالقرنین را از پادشاهان یمن میدانستند . در نهایت سومین و معتبرترین نظریه مربوط میشود به ابوالکلام آزاد،وزیر فرهنگ معاصر هند در کتاب&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&quot;&lt;/SPAN&gt;ذوالقرنین&quot; که این شخص را کورش کبیر پادشاه ایران نامیده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در مورد اینکه ذوالقرنین همان کوروش پادشاه ایران است سه دلیل محکم وجود دارد که در ذیل به آنها اشاره میشود. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در نزدیکی شهر استخر مجسمه ای از کوروش هخامنشی کشف شد تقریبا به قامت یک انسان که تاجی بر سر داشت و برروی تاج دو شاخ همانند شاخهای یک قوچ دیده میشد. /&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; در قرآن امده است که ذوالقرنین از شرق خورشیدی را بر قومی طلوع کرده میبیند که سایبانی ندارند و کوروش نیز در سفر سوم خو.د به شمال میرود و برای مقابله با اقوام وحشی سدی آهنین ایجاد میکند که هنوز هم این دیوار اهنین در کوه های قفقاز وجود دارد و این در حالیست که قرآن این سد را ظهور منجی عالم بشریت پایدار میداند / &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اما آخرین دلیلی که اثبات بر ذوالقرنین بودن کوروش دارد این است که قران وی را پیامبر نمینامد بلکه وی را پادشاهی عادل&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و با صفات خوب میداند.این در حالیست که تاریخ به شهادت همگان و حتی مورخان یونانی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;از کوروش به نیکی یاد میکنند که بیانیه حقوق بشر وی نیز بیانگر همین مدعاست. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#333333&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;همچنین در تورات نیز گفته شده است که ذوالقرنین همان کسی بود که یهودیها را از شکنجه بابلیها آزاد کرد در صورتی که کوروش بزرگ خود نیز یهودیها را از ظلم بابلیها نجات داد&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;هر گونه کپی برداری از مطالب این وبلاگ&lt;STRONG&gt; فقط&lt;/STRONG&gt; با اجازه مدیر وبلاگ آزاد میباشد ایمیل مدیر :&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV class=postbody&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;A href=&quot;mailto:persia3733@yahoo.com&quot;&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;persia3733@yahoo.com&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Apr 2007 18:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshian1&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>hakhamaneshian1</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>× جدول نسبتا فرهنگی ×</title>
<link>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سلام دوستان گرامی&amp;nbsp;جدولی برای شما عزیزان طراحی کردم که شما باید رمز آن را که با رنگ زرد مشخص شده است&amp;nbsp;پیدا کنید و به آدرس ایمیل&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;A href=&quot;mailto:persia3733@yahoo.com&quot;&gt;persia3733@yahoo.com&lt;/A&gt;&amp;nbsp;بفرستید تا ما به نهایت سعی وب شما را تبلیغ کنیم (در اینترنت) فقط به دو نفر اول وب را تبلیغ میکنیم و کسانی که برای مثال نفرات سوم الی ... این رمز جدول را به ما رساندند فقط لینک آن وب در وبلاگ قرار میدهیم . کسانی که وب ندارند برای سرگرمی میتوانند از این جدول استفاده بنمایند برای دیدن هرگونه مشکلات&amp;nbsp;درقسمت نظرات بیان کنید .&amp;nbsp;برای دیدن سوالات برای حل این جدول روی ادامه مطلب کلیک کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.sharemation.com/hamidrezazo/Untitled%20-%201.gif?uniq=-u1x72b&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Mar 2007 18:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshian1&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>hakhamaneshian1</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>21. جشن نوروز</title>
<link>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عید نوروز بر همه مبارکباد امیدوارم سال &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۸۶&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; سال خوبی برای همه شما باشد مطلبی از مجله جام جم آوردم که خیلی کامل درباره جشن نوروز گفته شده است امیدوارم از این مطلب خوشتان بیاید. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;درباره این جشن و پیدایش آن اقوال گوناگون است و هر جکیمی از سر دانش خود خطی نوشته است. حکیمی و الحکما فردوسی نامدار که گفتار پارسی گویان امروز به رنج &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۳۰&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; سال او در سال ماضی&amp;nbsp;حاصل است. در چرایی که چرا نوروز ایرانیان پاس میدارند و میسرایند :&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;چو خورشید تابان میان هوا / نشسته بر او شاه فرمانروا / جهان انجمن&amp;nbsp;شد بر تخت اوی / از&amp;nbsp;آن بر شده فرهبخت اوی / &amp;nbsp;به جمشید بر گوهر افشاندند / مرآن روز را&amp;nbsp;روز نو خواندند / سرسال نو هرمز فرودین / برآسوده از رنج تن دل زکین / به نوروز تو شاه گیتی فروز / برآن تخت بنشست&amp;nbsp;فیروز روز /&amp;nbsp;بزرگان به شادی بیاراستند / می ورود&amp;nbsp;و رامشگران خواستند / چنین جشن فرخ از&amp;nbsp;آن روزگار / بمانده از آن خسروان یادگار /&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همان&amp;nbsp;طور که مشخص می&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;شو&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;د وقتی افتاب به برج حمل&amp;nbsp;یا همان بره میرسد جناب &lt;B&gt;کیومرث&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; تاج و تخت میگذارند و این مشخص میکند که شروع بهار و همین وقتی که روز و سال را نو میکنیم جناب کیومرث ، اولین حاکم &lt;B&gt;ایران &lt;/B&gt;سال و روز نو کرده و تقویم و تاریخ را بنا کرده است. این مساله البته مورد تایید دردانه حکمت کهن سرزمین ایران نیز هست، خیام (که با 72 ربایی دلو هوش از جهان برده است) در زمان خود به نجوم نیز اشراف داشته، نوروزنامه نوشته است و در سر آغاز آن اشاره میکند : &quot;... اما سبب نهادن نوروز آن بوده است که چون بدانستند که آفتاب را در دور بود یکی انک هر 365 روز&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و ربع شبانه روز به اول دقیقه حمل بازآید به همان وقت و روز که رفته بود به این دقیقه نتواند آمدن، چه هر سال از مدت همین کم شود و چون جمشید آن روز را دریافت، نوروز نام نهاد و جشن آیین آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بر او اعتقاد کردند و قصه انچنان است که کیومرث اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست، خواست که ایام سال و ماه را نام نهد و تاریخ سازد تا مردمان او را بدانند، بنگریست&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;که آن ورز بامداد آ،تاب به اول دقیقه حمل آمد،موبدان جمع آمدند و تاریخ نهادند و...&quot; از قرار معلوم این نظر که کیومرث و جمشید که یکی از اولین پادشاه و دیگر نواده او بوده است سر اغاز سال و ماه و روز نو بودند البته جمشید اسطوره ای بسیار پیچیده است چرا که او نرم کننده آهن ، سازنده دیبا و لباس و سازنده خورش و ... بسیاری چیزهای دیگر است. در واقع این جمشید اسطوره ای به مانند بسیار اساطیر همتراز خودش در دیگر ملل آغاز گر تاریخ و امکانات اولیه انسان است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://hekhamaneshi.persiangig.com/Noroz2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;درباره کیمورث هم باید این توضیح را بدهیم که به نظر ایرانیان باستان و روایت اوستایی و زرتشتی، جناب کیومرث اولین انسان زاده شده است و او هم در سرتشتش پیچیدگیهای فراوان وجود دارد و اینکه اهورامزدا خدای خوب ایرانیان باستان است او را برای مقابله با اهریمن، خدای پلیدی ها ساخت و پرداخت و ماجرای خود کیومرث بسیار است، اما از روایات اسطوره ای که بگذریم چرایی و چگونگی شکلگیری نوروز را توضیح میدهد، اصل ماجرا از نگاه علمی اینگونه میشود که ایرانیان باستان در زمان خود برای تقسیم زمان، سال، ماه و روز به علم نجوم آگاهی داشتند و براساس حرکت کواکب سال خورشیدی را بنا کردند خارج از مبنای اساطیر ، آنان برای شکل دادن به تاریخ و مبدا حرکت و تقسیم زمان دست به تقسیمات میزنند. درباره تقسیم ماه و فصل آنطور که در منابع و ماخد موجود مشخص است، از اول ایرانیان 4 فصل بهار و تابستان و پاییز و زمستان را نداشته اند و انان سال را به تابستان بزرگ و زمستان بزرگ تقسیم میکردند. تابستان 7 ماه و زمستان 5 ماه داشته و بعد با مهاجرت آریایی فصلهای چهار گانه بنا بر شرایط آب و هوا شکل میگیرد. ایرانیان باستان 6 جشن سالانه داشتند که اولی در میانه بهار در روز 11 اردیبهشت شروع میشد و تا پانزدهم ادامه می یافت. جشن دوم هم از 11 تیرماه تا پانزدهم بود. جشن سوم از بیست تا سی شهریور برپا میشد، چهارمین جشن در مهر از 26 شروع و تا آخر این ماه بود، جشن پنجم در میان فصل سرد و زمستان برپا میشد و روز آن 20 دی است (که البته شکل دیگری از این جشن همان شب چله است) و ششمین و آخرین جشن در روز آخر سال یعنی روز 365 و شروع اعتدال و بهار برگزار شده که همین جشن نوروز است. این جشن ها اشاره دارد به شش مرحله آفرینش که بنا بر اعتقاد ایرانیاندر این شش مرحله آسمان، آب، زمین، گیاه، جانوران و انسان خلق میشوند. بر این اساس شروع بهار با خلقت انسان یکی است و ارتباطی هم با کیومرث که اولین انسان است پیدا میکند. از طرف دیگر در فلات ایران که کشاورزی قالب است، اساطیر و جشن ها هم ریشه هایشان به رویش و کشاورزی بازمیگردد. حتما داستان سیاوش را به یاد دارید که از خونش گیاه رویید و اصلا همین جناب جهان پهلوان رستــم نامش تلفیقی است از رستن و تخم که معنایش میشود رویش تخم گیاه.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;جشن نوروز بسیار با کشاورزی در ارتباط است و به قومی برمیگردد که کشاورزند و اگر جشن نوروز برپا می شود یکی از ریشه ها با کشاورز بودن مردم و به رفتاری مذهبی و دینی برمیگردد که مقصود حاصلخیز شدن زمین و بارور شدن زمین برای سال پیش روی کشاورزی است. اگر در بهار که شروع سال است و بیداری زمین عناصر چهارگانه آب، باد، خاک و آتش به اعتدال در کنار هم باشند سال، سال نیکویی خواهد بود. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Mar 2007 07:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshian1&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>hakhamaneshian1</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>20. فیلم توهین به ایران یا 300</title>
<link>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;سلام دوستان به اکران فیلم ۳۰۰ اعتراض میکنیم &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;آیا شما هم در مورد فیلم 300 چیزی شنیده اید ؟؟؟ 300&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; فيلمی است بر اساس کتابی از «فرانک ميلر» در مورد جنگ ميان شاه يونانی (لئونيداس) با ۳۰۰ نفر مرد جنگی، و خشايارشا ايرانی با ارتش&amp;nbsp;حدود ۱ میلیون&amp;nbsp;نفری!&amp;nbsp;داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشا ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازه‌های شهر را به روی لشگر ایران باز می‌کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشا به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 360px; HEIGHT: 254px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://us.movies1.yimg.com/movies.yahoo.com/images/hv/photo/movie_pix/warner_brothers/300/gerard_butler/300f.jpg&quot; align=baseline border=4&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;بنا بر اين روايات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشاه در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهنده‌ترين قسمت‌های 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشی‌ها و موجودات نفرت‌انگيز ارباب حقه‌ها يعنی «اورک‌ها». کسانی که جز کشتن نمی‌دانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غول‌های ابله داستان‌های هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوش‌تيپ و فداکار زمين‌گير می‌شوند&amp;nbsp;&amp;nbsp;هالیوودی ها در این فیلم ، ایرانی ها را به صورت انسانهایی وحشی ، سیاه پوست ، جلاد گونه ، با چشمانی خون آلود و پوششی مانند تروریست های امروزی به تصویر کشیده اند ... در صورتی که یونانیان را بسیار خوش تیپ ، با هیکل هایی ورزشکاری ، و شجاع به تصویر کشیده که با هر حرکت شمشیر خود ، 100 ایرانی را از پای در می آورند ... با شروع تعطیلات ماه مارچ در امریکای شمالی ، از جمعه ۹ مارس ، نمایش فیلم سیصد (300) در سینما های آمریکا و کانادا اکران شد و قطعا دل همه ایرانیان و بخصوص ايرانياني را که در اين کشور ها زندگي مي کنند&amp;nbsp;، به درد اورد . ایرانیانی که آن همه به تاریخ جهان خدمت کرده اند چرا باید اینگونه تحقیر شوند و تصاویری از انان بر روی پرده سینما های جهان بیاورند که گویی از دوران ما قبل تاریخ امده اند؟ ایرانیان این بار نیز دست به کار شده اند و به مانند مسئله خلیج فارس ، اعتراض خود را به گوش جهنیان خواهیم رساند ... &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;جهت اصلاعات بیشتر روی &lt;A href=&quot;http://www.iran-iran.ir/300.html&quot;&gt;اینجا&lt;/A&gt; کلیک کنید&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Mar 2007 08:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshian1&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>hakhamaneshian1</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshian1.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
