تبليغاتX
[ایران + هخامنشیان] - مقدمه#نام او#جوانی

سلام . بازدیدکنندگان وبلاگم خیلی کمتر شده بخاطر اینکه یه مدتی گرفتار امتحانات نوبت دوم بوده ام امروز میخواستم در مورد کودکی کوروش بنویسم. در مطلب های آینده درباره چیزهایی مانند . رفتار کوروش/پادشاهز کوروش/ جنگهای کوروش/ و ... خواهم آورد. | تا چقدر شما کوروش را میشناسید آیا او را میشناسید ؟/ او کیست و چه دستاوری برای بشریت داشته است ؟/ قرآن از ذوالقرنین به خوبی یاد میکند آیا ذوالقرنین همان کوروش است یا اسکندر مقدونیه ؟ با ما همراه باشید و بدانید و بشناسید !

۱.نام او

اسم این شاه را چنین نوشته اند : در کتیبه های او و سایر شاهان هخامنشی به پارسی قدیم - (کورو) یا کوروش (کورائوش در صیغه مضاف الیه) در نسخه عیلامی کتیبه ها - کوراش به بابلی (درلوحه های نبونید) کورش. در تورات کوروش و کورش. به یونانی کورس. بعد این اسم به روم رفته سیروس شده و اکنون در اروپا با جزئی اختلافی سیروس یا سایروس و یا چیزی نزدیگ به آن گویند. مورخین قرون اسلامی این اسم را چنین نوشته اند: ابوالفرج بن عبری در مختصر الدول۱-کوروش ابوریحان بیرونی در آثار البقایه۲بنابر مدارک غربی - نیز چنین مسعودی در مروج الزهب کورس طبری (ابوجعفر محمد بن جریر) در تاریخ الرسل و الملوک کیرش ابن اسیر در تاریخ کامل - نیز چنین حمزه اصفهانی در تاریخ سنی ملوک العرض والانبیا کوروش. ولی نباید تصور کرد که مقصود همه مورخین مزبور(از قرون اسلامی) همین شاه بوده: به جز ابوالفرج بن عبری و ابوریحان که از مدارک غربی استفاده کرده اند سایرین بنا بر متابعت از مدارک شرقی یا داستانها اسامی اشخاص دیگر را که موسوم به همین نام بوده اند ذکر کرده اند . استرابون نوشته که اسم این شاه در ابتدا "آگراداتس" بود بعد او اسم خود را تغییر داده و نام رود "کور" را که در نزدیکی تخت جمشید "پرسپولیس" جاری است اتخاذ کرد. این گفته استرابون صحیح به نظر نمی آید زیرا دو نفر از اجداد کوروش چنانکه بالاتر ذکر شد همین اسم را داشتند و دیگر ظن قوی این است که نام رود مذبور از اسم کوروش "کور" باشد نه بعکس.

۲.کودکی و جوانی کوروش

راجع به این موضوع از منابع جدید چیزی مستفاد نمی شود. بنابراین باید به منابع قدیمه اکتفا کرده ببینیم مورخین عهد قدیم چه می گویند. در میان این مورخین هرودوت و کتزیاس و کزنفون در درجه اول واقع اند زیرا سایر مورخین غالبا از هرودوت پیروی کرده از دو مورخ دیگر هم چیزهایی گرفته و به نوشته های خود افزوده اند. هرودوت گوید که درباره کوروش ۴ روایت وجود داشته و آنچه را که او نوشته از قول پارسی هایی است که نمی خواستند بیش از اندازه کارهای کوروش را جلوه دهند. شاید جهت اختلاف بزرگ که بین نوشته های سه مورخ مذکور مشاهده می شود، همین بوده که هرکدام روایتی را پیروی کرده اند. به هر حال مقتضی است که مضامین نوشته های هر سه مورخ مذکور را ذکر کنیم و بعد اگر تفاوتهایی نسبت به این روایات در نوشته های مورخین دیگر مشاهده می شود، نوشته های آنها را هم در نظر گیریم.

Hakhamaneshian1.Blogfa.CoM

مورخ مذکور گوید: آستیاگس شبی در خواب دید که از دختر او موسوم به ماندان، چندان آب رفت که همدان و تمام آسیا غرق شد. شاه از مغ ها تعبیر این خواب را خواست و آنها به قدری شاه را از آتیه ترسانیدند که او جرئت نکرد دختر خود را به یکی از بزرگان ماد بدهد زیرا می ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تاج و تخت او گردد. بالاخره دختر خود را به کامبیز (کبوجیه)، که از خانواده نجیب پارس و مطیع بود داد، چه او را شاه ماد از یک نفر مادی حد وسط پست تر و بی ضررتر می دانست، به خصوص که کبوجیه شخصی بود ملایم و آرام. پس از آن در سال اول این ازدواج، شاه ماد در خواب دید از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشید. تعبیری که مغ ها از این خواب کردند به مراتب بیش از خواب اولی بر وحشت او افزود. بر اثر آن شاه دختر خود را که حامله بود مجبور کرد به دیدن او آید و همیت که ماندان به همدان وارد شد آستیاگ او را به سان محبوسی نگاه داشت. بعد از چندی ماندان پسری آورد و شاه ماد او را به یکی از خویشاوندان خود هارپاگ نام داده، امر به کشتنش کرد و از وحشتی که اسایش او را سلب کرده بود قدری بیاسود. هارپاگ با طفل به خانه آمد و با زن خود راز را در میان نهاد : زن پرسید : حالا چه خواهی کرد ؟ ...

این داستان ادامه دارد ... لطفا تا ۲-۳ روز دیگر منتظر ما باشید / باتشکر/ حمیدرضا زبیری/ 

نوشته شده در سه شنبه 1386/03/15ساعت 22:40 توسط حمیدرضا زبیری| |