تبليغاتX
[ایران + هخامنشیان] - 21. جشن نوروز

عید نوروز بر همه مبارکباد امیدوارم سال ۸۶ سال خوبی برای همه شما باشد مطلبی از مجله جام جم آوردم که خیلی کامل درباره جشن نوروز گفته شده است امیدوارم از این مطلب خوشتان بیاید. درباره این جشن و پیدایش آن اقوال گوناگون است و هر جکیمی از سر دانش خود خطی نوشته است. حکیمی و الحکما فردوسی نامدار که گفتار پارسی گویان امروز به رنج ۳۰ سال او در سال ماضی حاصل است. در چرایی که چرا نوروز ایرانیان پاس میدارند و میسرایند :

چو خورشید تابان میان هوا / نشسته بر او شاه فرمانروا / جهان انجمن شد بر تخت اوی / از آن بر شده فرهبخت اوی /  به جمشید بر گوهر افشاندند / مرآن روز را روز نو خواندند / سرسال نو هرمز فرودین / برآسوده از رنج تن دل زکین / به نوروز تو شاه گیتی فروز / برآن تخت بنشست فیروز روز / بزرگان به شادی بیاراستند / می ورود و رامشگران خواستند / چنین جشن فرخ از آن روزگار / بمانده از آن خسروان یادگار /      

همان طور که مشخص میشود وقتی افتاب به برج حمل یا همان بره میرسد جناب کیومرث تاج و تخت میگذارند و این مشخص میکند که شروع بهار و همین وقتی که روز و سال را نو میکنیم جناب کیومرث ، اولین حاکم ایران سال و روز نو کرده و تقویم و تاریخ را بنا کرده است. این مساله البته مورد تایید دردانه حکمت کهن سرزمین ایران نیز هست، خیام (که با 72 ربایی دلو هوش از جهان برده است) در زمان خود به نجوم نیز اشراف داشته، نوروزنامه نوشته است و در سر آغاز آن اشاره میکند : "... اما سبب نهادن نوروز آن بوده است که چون بدانستند که آفتاب را در دور بود یکی انک هر 365 روز  و ربع شبانه روز به اول دقیقه حمل بازآید به همان وقت و روز که رفته بود به این دقیقه نتواند آمدن، چه هر سال از مدت همین کم شود و چون جمشید آن روز را دریافت، نوروز نام نهاد و جشن آیین آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بر او اعتقاد کردند و قصه انچنان است که کیومرث اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست، خواست که ایام سال و ماه را نام نهد و تاریخ سازد تا مردمان او را بدانند، بنگریست  که آن ورز بامداد آ،تاب به اول دقیقه حمل آمد،موبدان جمع آمدند و تاریخ نهادند و..." از قرار معلوم این نظر که کیومرث و جمشید که یکی از اولین پادشاه و دیگر نواده او بوده است سر اغاز سال و ماه و روز نو بودند البته جمشید اسطوره ای بسیار پیچیده است چرا که او نرم کننده آهن ، سازنده دیبا و لباس و سازنده خورش و ... بسیاری چیزهای دیگر است. در واقع این جمشید اسطوره ای به مانند بسیار اساطیر همتراز خودش در دیگر ملل آغاز گر تاریخ و امکانات اولیه انسان است.

درباره کیمورث هم باید این توضیح را بدهیم که به نظر ایرانیان باستان و روایت اوستایی و زرتشتی، جناب کیومرث اولین انسان زاده شده است و او هم در سرتشتش پیچیدگیهای فراوان وجود دارد و اینکه اهورامزدا خدای خوب ایرانیان باستان است او را برای مقابله با اهریمن، خدای پلیدی ها ساخت و پرداخت و ماجرای خود کیومرث بسیار است، اما از روایات اسطوره ای که بگذریم چرایی و چگونگی شکلگیری نوروز را توضیح میدهد، اصل ماجرا از نگاه علمی اینگونه میشود که ایرانیان باستان در زمان خود برای تقسیم زمان، سال، ماه و روز به علم نجوم آگاهی داشتند و براساس حرکت کواکب سال خورشیدی را بنا کردند خارج از مبنای اساطیر ، آنان برای شکل دادن به تاریخ و مبدا حرکت و تقسیم زمان دست به تقسیمات میزنند. درباره تقسیم ماه و فصل آنطور که در منابع و ماخد موجود مشخص است، از اول ایرانیان 4 فصل بهار و تابستان و پاییز و زمستان را نداشته اند و انان سال را به تابستان بزرگ و زمستان بزرگ تقسیم میکردند. تابستان 7 ماه و زمستان 5 ماه داشته و بعد با مهاجرت آریایی فصلهای چهار گانه بنا بر شرایط آب و هوا شکل میگیرد. ایرانیان باستان 6 جشن سالانه داشتند که اولی در میانه بهار در روز 11 اردیبهشت شروع میشد و تا پانزدهم ادامه می یافت. جشن دوم هم از 11 تیرماه تا پانزدهم بود. جشن سوم از بیست تا سی شهریور برپا میشد، چهارمین جشن در مهر از 26 شروع و تا آخر این ماه بود، جشن پنجم در میان فصل سرد و زمستان برپا میشد و روز آن 20 دی است (که البته شکل دیگری از این جشن همان شب چله است) و ششمین و آخرین جشن در روز آخر سال یعنی روز 365 و شروع اعتدال و بهار برگزار شده که همین جشن نوروز است. این جشن ها اشاره دارد به شش مرحله آفرینش که بنا بر اعتقاد ایرانیاندر این شش مرحله آسمان، آب، زمین، گیاه، جانوران و انسان خلق میشوند. بر این اساس شروع بهار با خلقت انسان یکی است و ارتباطی هم با کیومرث که اولین انسان است پیدا میکند. از طرف دیگر در فلات ایران که کشاورزی قالب است، اساطیر و جشن ها هم ریشه هایشان به رویش و کشاورزی بازمیگردد. حتما داستان سیاوش را به یاد دارید که از خونش گیاه رویید و اصلا همین جناب جهان پهلوان رستــم نامش تلفیقی است از رستن و تخم که معنایش میشود رویش تخم گیاه.  جشن نوروز بسیار با کشاورزی در ارتباط است و به قومی برمیگردد که کشاورزند و اگر جشن نوروز برپا می شود یکی از ریشه ها با کشاورز بودن مردم و به رفتاری مذهبی و دینی برمیگردد که مقصود حاصلخیز شدن زمین و بارور شدن زمین برای سال پیش روی کشاورزی است. اگر در بهار که شروع سال است و بیداری زمین عناصر چهارگانه آب، باد، خاک و آتش به اعتدال در کنار هم باشند سال، سال نیکویی خواهد بود.    

نوشته شده در سه شنبه 1385/12/29ساعت 10:5 توسط حمیدرضا زبیری| |